به نام خدا
مطالب مطرح شده بخشي از مباحث دوره آموزشي "حقوق شهروندي" مي باشد كه جهت بهربرداري علاقمندان وشركت كنندگان در دوره آموزشي فوق ارائه شده است .اميدوارم مورد استفاده قرار گيرد.با ارائه نظرات ومطالب مفيد به آدرس زير بنده را خوشحال فرماييد؛ متشكرم.
mahshirin@yahoo.com
درآمدی برحقوق شهروندي:
برگرفته از :درآمدی برحقوق شهروندي (سجاد قاضی پور)
1-1- تعریف حقوق
حقوق از نظر لغوي جمع حق است و آن اختيارات، تواناييها و قابليتهايي است كه به موجب قانون، شرع، عرف و قرارداد براي انسانها لحاظ شده است و در اصطلاح، اصول، قواعد و مقرراتي است كه براي تنظيم روابط بين انسانها با يكديگر وانسانها با دولت وضع شده است. حفظ نظم در جامعه مهم ترین مصلحتهاست لذا قواعد حقوق ، مقرراتی است که از طرف قوای صالح دولت تضمین شده و هدف آن استقرار صلح و نظم در اجتماع است.
1-2- تعریف شهروند
شهروند به کسي اطلاق مي شود که تحت الحمايه حکومت بوده و قوانين و مقررات آن را به رسميت بشناسد و جزو جامعه اي محسوب گردد که دولت تمام امتيازات و حقوق آن جامعه را به تمام معني قبول داشته باشد و در واقع دولت بخشي از آن جامعه به حساب آيد. شهروندي موقعيتي است اجتماعي و انساني كه افراد جامعه با برخورداري از حقوق و پذيرش تكاليف در قبال حكومت، انتظارات متقابلي را از دولت براي احقاق حقوق خود به ويژه در بعد خدمات دارند.
1-3-تعریف حقوق شهروندی
حقوق شهروندي درواقع مجموعه حقوقي كه افراد به اعتبار موقعيت شهروندي خود دارا ميباشند و نيز مجموعه قواعدي كه بر موقعيت آنان در جامعه حكومت ميكند گفته ميشود . بنابراین تعریف «حقوق شهروندی» یک مفهوم نسبتاً وسیعی است که شامل حقوق مدنی و سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و فردی میباشد كه چگونگی روابط مردم و دولت و موسسات شهري، وحقوق و تکالیف آنان در برابر یکدیگر راتنظيم مينمايد که منشعب از حقوق اساسی درچارچوب قانون اساسي کشور است و بمنظور رعایت و حفظ حقوق افراد و انسانها در بخش کلان جامعه است
درواقع حقوق شهروندی اطلاقي عام است بر مجموعه امتيازات مربوط به شهروندان و نيز مجموعه قواعدي كه بر موقعيت آنان در جامعه حكومت ميكند. دارنده اين حقوق يعني شهروند، به تكتك افرادي كه در جامعه زندگي ميكنند، اطلاق ميشود، فراتر از مفهومي تحت عنوان تابعيت، بدون اعتناي به سلسله مراتب، موقعيتهايي متمايز براي افراد، وجود شرايطي براي به رسميت شناخته شدن، حاكماني خاص و حكومت شوندگان خاص و در مقابل مبتني بر رابطهاي چندسويه بين دولت، جامعه و شهروندان و وجود يك اخلاق مشاركت و موقعيتي فعالانه. به عبارتي ديگر مجموعه حقوق و امتيازاتي كه به شهروندان يك كشور با لحاظ كردن دو اصل كرامت انساني و منع تبعيض، براي فراهمسازي زمينه رشد شخصيت فردي و اجتماعي شهروندان در نظام حقوقي هر كشور تعلق ميگيرد، حقوق شهروندي نام دارد.
هدف غائي از برپايي نظام شهروندي تأمين سعادت براي همه مراحل زندگي ميباشد.بديهي است كه تعدادي از اين حقوق فطري و ذاتي بوده اند. مثلا حق حيات و آزادي ازجمله حقوقي هستند که هميشه همراه انسان بوده و منحصر به ديروز و امروز نبوده و نيست.
اما مواردي مانند حقوق کارگر و کارفرما يا حقوق تجارت و حق تعليم و تربيت و.... ازجمله امور قراردادي وعرفي هستندكه در هر دوره زماني بنا به اقتضائات روز تغيير مي يابد؛ اماذكر اين نكته حائز اهميت است كه از لحاظ رعايت و اجراي حقوق نمي توان فرقي بين هيچ كدام از آنان قائل شد و بايد تمامي حقوق بطور يكسان محترم شمرده شود. جوامع بشری در سیر تحول خودناگزیر شدهاند حداقل حقوق را به عنوان کف مطالبات حق شهروندی پذیرفته و هر جامعهای به اقتضاء خود تلاش کند تا این مطالب را هرچه بیشتر و با گسترش کمی و کیفی به نقطه مطلوب برسانند.
1-4-تقسيمبندي كلي، حقوق شهروندي
براساس يك تقسيمبندي كلي، حقوق شهروندي به سه گونه حقوق مدني، حقوق سياسي و حقوق اجتماعي نقسیم بندی می گردد.
1=4=1=حقوق مدني، شامل حقوق مربوط به آزادي، حقوق مربوط به مساوات و حقوق مربوط به مصونيت افراد ميشود. حقوق مربوط به آزادي شامل اين موارد است:
1- آزادي عملكرد فردي مانند آزادي انتخاب مسكن و محل سكونت، آزادي مكاتبات و آزادي رفت و آمد.
2- آزادي انديشه مانند آزادي عقيده، آزادي مذهب، آزادي بيان، آزادي مطبوعات، آزادي آموزش و پرورش
3- آزادي گردهمايي مانند آزادي تجمعات موقتي و آزادي سازمان پيوندي
4- آزاديهاي اقتصادي و اجتماعي مانند آزادي مالكيت، آزادي بازرگاني و صنعتي،آزادي كار و آزادي سنديكايي.
حقوق مربوط به مساوات شامل مساوات در مقابل قانون، مساوات در مقابل دادگاهها، مساوات در پرداخت ماليات، مساوات از لحاظ اشتغال به مشاغل دولتي و مساوات در خدمت نظاموظيفه است.
1-4-2-حقوق سياسي : حقوقي است كه به موجب آن، شخص دارنده حق ميتواند در حاكميت ملي خود شركت كند. مهمترين حقوق سياسي عبارتند از: حق شركت در انتخابات، حق انتخاب شدن در مشاغل سياسي، حق دارا بودن تابعيت.
1-4-3- حقوق اجتماعي : اين حقوق به حق طبيعي هر فرد براي بهرهمند شدن از يك حداقل استاندارد رفاه اقتصادي و امنيت مربوط ميشود. به عبارت ديگر، حقوق اجتماعي به خدمات رفاهي مربوط ميشود. اين حقوق شامل موارد ذیل است:
- حمايتهاي مادي و درآمدي مانند تامين مسكن، تامين شغل، پرداخت حقوق و مزاياي كافي، برخورداري از حداقل دستمزد، تامين اجتماعي (در صورت بيكاري، بيماري، از كار افتادگي، پيري، بيسرپرستي، حوادث و سوانح).
- برخورداري از آموزش و پرورش رايگان
- برخورداري از بهداشت و درمان، مانند برخورداري از خدمات بهداشتي و درماني و مراقبتهاي پزشكي و برخورداري از بيمههاي درماني همگاني
- حمايتهاي قضايي، مانند حق برخورداري از وكيل و حق دادخواهي و مراجعه به دادگاه.
1-5-مناسبات حقوق شهروندی با حقوق بشر و حقوق اساسی
مفهوم حقوق بشر اغلب در کنار دو مفهوم «حقوق اساسی» و «حقوق شهروندی» مطرح میشود. این سه مفهوم، گاه مترادف و جانشین یکدیگر به کار میروند اما در تفکیک مفهومی مرزهای ظریفی میان این مفاهیم سه گانه و دلالت موضوعی وجود دارد.
حقوق بشر به مثابه عاليترين هنجار حقوقي فهم ميشود كه نسبت به حقوق موضوعه و نيز حقوق شخصي در مرتبه والاتري قرار دارد. حقوق بشر بر پايه حرمت و کرامت انساني است كه نه قابل انتقال و واگذاري است و نه صرفنظر كردني. در فلسفه حقوق بشر در فرهنگ مغرب زمين، چنين حقوقي از بدو زايش همراه انسان است و به منزله حقوق طبيعي او تلقي ميشود، لذا حقوق بشر حقوقي نيست كه دولت يا نهادي بتواند آن را مانند موهبتي به كسي اعطا كند بلكه دولت يا هر نهاد ديگري صرفاً ميتواند آن را به رسميت بشناسد يا نشناسد.
از سوی دیگر حقوق اساسي چيزي جز برگرداندن ارزشهاي حقوق بشري به صورتي از حقوق مشخص و مدون و تصويب آنها در قوانين اساسي كشورهاي گوناگون نيست.
بخشي از حقوق اساسي مانند حق زندگي و خدشهناپذيري جسمی انسان كه ملهم از حقوق بشر در شكل مطلق آن است بايد از طرف همه دولتها و نهادها و در مورد همگان رعايت گردد اما بخشي ديگر از اين حقوق اساسي مانند حق مشاركت سياسي كه ملهم از حقوق بشر در شكل نسبي آن است، ميتوانند در برخي از قوانين اساسي، شكل ملي به خود بگيرد و فقط شامل حال شهروندان كشوري خاص گردد، اين بخش را حقوق شهروندي مينامند. پس حقوق شهروندي آن بخش از حقوق اساسي است كه رنگ تعلق و وابستگي ملي به خود گرفته است.مانند حق مشارکت سیاسی که ملهم از حقوق بشر در شکل نسبی آن است.
بسیاری براین عقیدهاند که قوانین موضوعه هر کشوری تاثیر مستقیم از مفهوم شهروندی و حقوق شهروندی میپذیرد.بعضی شهروندی را در ابعاد اجتماعی، سیاسی و مدنی تقسیم بندی میکنند اما به نظر میرسد در دسته بندی کلی میتوان شهروندی را در مسئولیتهای فردی و اجتماعی شهروندان و همچنین مسئولیتهای دولت در قبال شهروندان بررسی کرد. با نگاهی کلی در جوامع مختلف میتوان بخشی ازاین مفاهیم مشترک را عنوان و تکمیل کرد.
-اهداف حقوق شهروندی :
در کنار اینکه تأمين سعادت شهروندان و مديران شهري از طريق ايجاد محيط شهري مناسب، برخوردار، هدفمند و يكپارچه برپاشده بر اساس قوانين ، هدف كلان حقوق شهروندی می باشد، به صورت جزئی تر موارد ذیل به عنوان اهداف مد نظر گرفته می شود :
1. بسط و گسترش توانائيهاي شهروندان
2. تقويت حس تعلق اجتماعي
3. تقويت حس اعتماد به نظام مديريت شهري
4. ايجاد عدالت در برخورداري از فرصتها و امكانات
5. ساماندهي و يكپارچه سازي امور شهروندان
6. شناسايي و سنجش شاخصهاي مرتبط با شهروندي
7. بهبود و ارتقاي شاخصهاي مثبت شهروندي
8. توسعه و تعميم دانشها، نگرشها و مهارتهاي مثبت و سازنده شهروندان
9. تقويت ساختار شهروندي از طريق استقرار نظام حقوق ، تكاليف بين شهروندان و مديران شهري
10. مشاركت جويي و افزايش ميزان اثرگذاري شهروندان در بهبود امور شهر
11. تقويت بينش زندگي جمعي و احترام به نيازهاي جمعي در مقابل فردگرايي
12. بسترسازي تعاملات هدفمند اجتماعي به منظور تثبيت حاكميت
-اصول بنیادین حقوق شهروندی
1-کرامت وارزش والای انسان وآزادی توام با مسئولیت اودر برابر خدا حفظ شود.
2-برای رشد فضایل اخلاقی براساس ایمان وتقوا ومبارزه با کلیه مظاهر فساد محیط سالم ومساعد فراهم شود.
3-آموزش وپرورش وتربیت بدنی برای همه در تمام سطوح رایگان باشدوهمچنین تحصیلات در سطوح آموزش عالی تسهیل گردد.
4-آزادی های سیاسی- اجتماعی در حدود وچارچوب قانون تامین شود.
5-عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی – اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی خویش مشارکت داشته باشند.
6-تبعیضات ناروا رفع و امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه های مادی و معنوی ایجادگردد.
7-زمینه های هر نوع فقر و محرومیت ازمیان برداشته شده و به جای آن در زمینه های مسکن – اشتغال - تغذیه سالم –بهداشت و برقراری بیمه و رفاه نسبی اقدامات لازم بعمل آید.
8-حقوق اساسی و همه جانبه از جمله تامین امنیت قضایی لازم برای عموم مردم و برقراری مساوات و عدالت برای آحاد جامعه
9-هیچ فرد و یا گروه و صاحب منصبی حق ندارد بنام استفاده آزادی به استقلال سیاسی – فرهنگی – اقتصادی – نظامی و تمامیت ارضی وحاکمیت ملی کمترین خدشه ای وارد نماید .اختلال کنندگان نظم عمومی باید در برابر قانون پاسخگو باشند.
10-هیچ مقام و یا صاحب منصبی حق ندارد به نام حفظ استقلال وتمامیت ارضی کشور آزادی های مشروع را هر چند با وضع قوانین ومقررات سلب نماید.
11-قوانین و مقررات و برنامه ریزی مربوط به آسان کردن تشکیل خانواده و پاسداری از قداست آن ،پیش بینی شده و روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی استوار شود.
12- حفظ حقوق اقلیتهای دینی از جمله انجام آزاد مراسم دینی و اقدام در زمینه احوال شخصیه و تعلیمات دینی طبق آیین خود و همچنین حفظ و احترام به دعاوی آنها در دادگاهها
13-مردم ایران از هر قوم و قبیله از حقوق مساوی در برابر قانون برخوردار بوده و رنگ و نژاد و زبان و مانند این ها مسبب امتیاز نبوده و از همه حقوق انسانی- سیاسی- اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلامی برخوردارند.
14- حیثیت- جان- مال- حقوق- مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز می کند
15-تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرارداد.
16-نشریات و مطبوعات در بیان مطالبی که مخل درمبانی اسلامی و کیان ملی و تشویش عمومی نباشد آزادند .
17-احزاب- جمعیتها- انجمن های اسلامی و سیاسی و صنفی و اقلیتهای دینی مشروط بر این که قانون اساسی را مورد پذیرش قرار داده واصول استقلال –آزادی را با حفظ احترام به ارزشهای اسلامی و امنیت ملی نقض نکند می توانند فعالیتهای صنفی خود را آزادانه انجام داده و در چارچوب قانون عضو گیری نمایند.
18-تشکیل اجتماعات و راه پیمائی ها بدون حمل سلاح و به شرط اخذ مجوز و عدم تجاوز از ارزشهای اسلامی آزاد است.
19-هرکس حق دارد شغلی را که بدان تمایل دارد در چارچوب حفظ شعائر اسلامی و مصالح عمومی و عدم تعرض به حقوق دیگران برگزیند .
حقوق شهروندي در ايران:
اصطلاح و واژه «حقوق شهروندی» برای اولین بارپس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران با صدور بخشنامه رئیس وقت قوهقضاییه در 20 فروردین سال1383 در مورد رعایت حقوق شهروندان وارد نظام حقوقی ایران شد. در مقدمه این بخشنامه 14بندی، خطاب به مراجع قضایی، انتظامی و اطلاعاتی کشور اینگونه به حقوق شهروندی اشاره شد:
«از آنجا که حفظ کرامت و ارزش والای انسانی و احترام به آزادیهای مشروع و حقوق شهروندی و رعایت اصول و ارزشهای اسلامی در گرو اقدامات صحیح و عادلانه مسئولان قضایی، انتظامی و اطلاعاتی کشور میباشد، توجه کلیه قضات شریف، ضابطین و بازجویان و ناظران زندانها و بازداشتگاههای سراسر کشور را به نکات ذیل [منظور 14بند ذیل بخشنامه] جلب مینماید.»
مفاد بخشنامه مذکور ناظر به رعایت برخی از حقوق شهروندان در بعد قضایی است. امتیاز مهم دیگر بخشنامه در این است که به رعایت جزئیات حقوق شهروندان در مرحلههای مختلف قضایی از تعقیب تا صدور حکم تأکید شده است : اعمال هرگونه خشونت یا بازداشتهای اضافی بدون ضرورت، فرصت استفاده از وکیل و کارشناس برای متهمان، رعایت اخلاق و موازین اسلامی در مورد اشخاص در مظان اتهام و مرتکبان جرائم، در جریان قرار گرفتن خانواده دستگیرشدگان، اجتناب از ایذای افراد نظیر بستن چشم و سایر اعضا، تحقیر و استخفاف به آنان در جریان دستگیری و بازجویی، منع از بردن متهمان به اماکن نامعلوم، عدم تعرض نسبت به اسناد و مدارک و اشیایی که ارتباطی به جرم نداشته یا به متهم تعلق ندارد، ممنوعیت افشای مضموننامهها و نوشتهها و عکسهای فامیلی و فیلمهای خانوادگی و پرهیز از هرگونه شکنجه متهم به منظور اخذ اقرار، احتراز از کنجکاوی در اسرار شخصی و خانوادگی و سؤال از گناهان گذشته افراد و اجتناب از دخل و تصرف ناروا در اموال و اشیای ضبطی و توفیقی متهمان» را نام برد.
پس از این بخشنامه بود که مجلس شورای اسلامی، در تاریخ15/1/1383، بخشنامه مذکور را عینا به عنوان قانون «احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی» تصویب کرد.
بنابراین نخستین قانون مربوط به حقوق شهروندی در ایران پس از پيروزي اقلاب اسلامي قانون مذکور بود که صرفا در گستره قضایی، حقوق شهروندی را مورد حمایت قرارداد. با توجه به اهمیت این قانون، نسبت به مواردی که مستقیما مربوط به بخشی از حقوق شهروندی بود، قانونگذار با فاصله نزدیکی یعنی 5ماه پس از تصویب قانون احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی، اقدام به وضع مقرراتی درباره حقوق شهروندی با تصویب قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران کرد. نکته حائز اهمیت در قانون برنامه چهارم توسعه این بود که دامنه شمول حقوق شهروندی علاوه بر گستره قضایی به سایر گسترههای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی نیز تعمیم یافت و مورد حمایت و توجه قرار گرفت.
قانون برنامه چهارم توسعه در ماده100 ، دولت را موظف کرد که : به منظور ارتقای حقوق انسانی، استقرار زمینههای رشد و تعالی و احساس امنیت فردی و اجتماعی در جامعه و تربیت نسلی فعال،مسئولیتپذیر، ایثارگر، مؤمن، رضایتمند، برخوردار از وجدان کاری، با انضباط، با روحیه تعاون و سازگاری اجتماعی، متعهد به انقلاب و نظام اسلامی و شکوفایی ایران و مفتخر به ایرانی بودن، «منشور حقوق شهروندی» را مشتمل بر محورهای ذیل تنظیم و به تصویب مراجع ذیربط رساند:
الف) پرورش عمومی قانون مداری و رشد فرهنگ نظم و احترام به قانون و آیین شهروندی
ب) تأمین آزادی و صیانت از آرای مردم و تعیین آزادی در حق انتخابشدن و انتخاب کردن
ج) هدایت فعالیتهای سیاسی و اجتماعی به سمت فرایندهای قانون و حمایت و تضمین امنیت فعالیتها و اجتماعات قانونی
د) تأمین آزادی و امنیت لازم برای رشد تشکلهای اجتماعی در زمینه صیانت از حقوق کودکان و زنان
هـ) ترویج مفاهیم وحدتآفرینی و احترامآمیز نسبت به گروههای اجتماعی و اقوام مختلف در فرهنگ ملی
و) حفظ و صیانت از حریم خصوصی افراد
ز) ارتقای احساس امنیت اجتماعی در مردم و جامعه
به نظر میرسد منظور اساسی و اصلی قانونگذار از اینکه دولت را به موجب ماده100 قانون برنامه چهارم توسعه موظف به تهیه منشور حقوق شهروندی با تاکید بر محورهای ذیل آن کرده است، ایجاد، توسعه و نهادینهکردن فرهنگ شهروندی و مقدمهای برای تصویب قوانین مربوط به حقوق شهروندی است.
برچسبها:
حقوق شهروندي